آنگاه که در کنار تــــــــــــــــو هستم...
آنگاه که در کـنار توهستم
گوئی پرنده ای هستم که آزاد در آسمان صاف و آبی رنگ
بال می گشاید
آنگاه که در کـنار تو هستم
گوئی گلی هستم که شاداب گلبرگهایش را می گشاید
آنگاه که در کـنار تو هستم
گوئی موجی هستم در اقیانوس که توفنده
بر ساحل می کوبد
آنگاه که درکـنارتوهستم
گوئی رنگین کمانی هستم درپس طوفان
که سربلند،رنگهایم را نمایان می سازم
آنگاه که درکـنارتوهستم
گوئی غرق درزیبائی ها گشته ام
واین تنها بخش کوچکی است
از احساسی شگفت
انگیز که درکـنار تو دارم
شاید واژه ی عشق را از آنرو ساخته اند
تا ژرفا و شکوه احســــــــــــاس
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زنـــــــــــــــــدگی رســـــم خوشـــایندی نیست
زندگی اجبار است لاجرم باید زیست![]()
منتظــــــــــــــــرم
![]()
![]()
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .
بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن، روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کـــــاش قلبم درد تنـــهایی نداشت
چهـــره ام هــرگز پریشانی نداشت
برگهای آخـــر تقــویم عشــق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کــــاش می شد راه سرد عشق را
تولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.......؟؟؟؟؟؟؟
دوباره سکوت ،
دوباره تنهایی،
دوباره من و یک دنیا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است
به اندازه غم یک گل پژمرده ،به اندازه
سوز و تب یک دشت باران نخورده ، به اندازه اندوه یک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مداوا نشسته ام
دوباره دلشوره به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم
دوباره دلم هوای تو را کرده
Emrooz,,, rooze tavallodame......
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
گفتم غم تو دارم
گفتا غمت سرآید
ترسم بر این صبوری
عمرم به آخر آید
زندانی ام خدایا
زندانی نگاهش
تا قاصد رهایی
آیا کی از در آید
با اشک می سپارم
شب را به یاد چشمت
امشب گذشت بی تو
تا شام دیگر آید
همیشه از تنهایی می ترسیدم
اما حالا باورم شده که تو در کنارمن
فقط در رویا امکان پذیر است و
من چه ساده که در خیالم
این رویا را واقعی یافته بودم
اما حالا می دانم که چه خوش باورم من
..........اما هنوز هم تنهایی ترسناکه
کاش رویا ها واقعی بودند
...............تنهــــــــــــــــــــــــــا

گنجـشک کوچـــــک مــــــــــــــــــــــــــــــن بـاش
تو را شناختم تو را یافتم تو را دریافتم و حرفهایم همه شعر شد.
عقده هایم شعر شد، سنگینی ها همه شعر شد
بدی شعر شد، سنگ شعر شد، علف شعر شد، دشمنی شعر شد
همه شعرها خـــــــــــوبی شد
آسمان نغمه اش را خواند، مرغ نغمه اش را خواند، آب نغمه اش را خواند...
به من گفتی :"گنجشک کوچک مــــــــــــن بـــــاش
تا در بهـار تـــــــــو من،درختی پر شکوفه شـــــوم"
و برف آب شد... شکوفه رقصید... آفتاب درآمد.
من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی ها نگاه کردم......!!!

دل
دل شیشه نبود
ولی شــکست
دل چشم نبود
ولی گریـست
تو…با دلم چه کرده ای؟
که یک عمر
به پای تو نشست
گر چه عاشقی دانی
بیا و عاشقی
آغاز کن
بی دشنه
دنبال چه ای ؟
این سینه را هم باز کن
ساده نباش
بهم مي گن ساده نباش
دوسـتـت نــداره
مي گن دست تو دست غريبه ها مي ذاره
بهم مي گن که تو منو بازيچه کردي
مي گن يه روز ميري و بر نمي گردي
نمي دونن عشـق مني غرورمو نمي شکني
آسمونم زمين بياد بدون فقط مال مني
بگو تو هم دوسم داري
بگو مرحم رو زخمام ميذاري
نذار از دوريت بميـــرم
نگو که تنـــهام ميذاري
بگو که سردي با همه
بگو............................. دوســم داري يه عا لـمه
نذار بگن بازيچه ام
بذار بگن دوســم داري
نذار که عشق منو تو رنگ جـدايي بگيره
نمي ذارم يه بي وفا عشقمو از من بگيره
عشقمو از من بگیره
اینم بخون
اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش... نه آفتاب...
چـــون هــر دو شون مهـمون زود گذرند،
پس براش آسمـون باش... که هميشه بالاي سـرش باشـی!
حالا بگو نظرت چیه؟؟؟
یـــــــــــــــــــه نفر
اینم قصه ...![]()
![]()
يكي بود يكي نبود، اوني كه بود تو بودي و اوني كه نبود من بودم !!!
يكي داشت و يكي نداشت، اوني كه داشت تو بودي و اوني كه تو رو نداشت من بودم!
يكي خواست و يكي نخواست، اوني كه خواست تو بودي اوني كه بي تو بودن رو نخواست من بودم!!!
يكي آورد و يكي نياورد، اوني كه آورد تو بودي اوني كه جز تو به هيچ كس ايمان نياورد من بودم !
يكي گفت و يكي نگفت، اوني كه گفت تو بودي اوني كه " دوست دارم " رو به هيچ كس جز تو نگفت من بودم!
يكي ماند و يكي نماند، اوني كه ماند تو بودي اوني كه بدون تو نماند من بودم!
![]()
![]()
![]()
شب بود
شمع بود
من بودم و غم
شب رفت
شمع سوخت
من ماندم و غم
غریبه
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که...
خدا خواست ، که دلتنگ بمیریم
www.yakhe-shekaste.blogfa.com
زندگی؟؟؟
کاش می دانستید زندگی با همه ی وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
.
.
.
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر آغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند
iloveu
غم هجران...

چه کنم...
وقتی گریه می کنم ،![]()
می گویند کودکانه است
وقتی سکوت می کنم ،
می گویند عاشق است
وقتی به عشق روی می آورم ،
می گویند...... "گناه" است![]()
چه سخته . . .
چه سخته تنها یی
براي او كه نبودنش برايم محال بود
وقتي كه ديگر نبود، من به بودنش نياز مند شدم
وقتي كه ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم
وقتي كه او تمام كرد، من شروع كردم
وقتي كه او تمام شد، من آغاز شدم
و چه سخت است تنها شدن
و
تنها زندگي كردن